سيد محمد على ايازى

99

كاوشى در تاريخ جمع قرآن ( فارسى )

در توضيح نقد ادله گفته‌اند : آن چه دربارهء ختم و عرضهء قرآن از سوى پيامبر بر جبرائيل نقل شده ، نمىتواند دليل بر توقيفيت ترتيب سوره‌ها باشد . چگونه قرآنى كه تا سال پنج هجرى نازل شده ، صحابه آن را تلاوت سراسرى بكنند تا چه رسد به اينكه منظم از ابتدا تا انتها بخوانند . « 1 » پاسخ اولا : از ياد نبريم ، مشكل عمدهء مخالفان توقيفيت ، پذيرفتن و چشمگير بودن روايات جمع قرآن در عهد خلفا بود . اگر اين روايات نبود و به طور طبيعى مىخواستند روايات جمع قرآن در عهد نبوى را ملاحظه كنند ، در مىيافتند كه پيامبر افزون بر قرائت قرآن بر اصحاب و كاتبان وحى ، دستور ترتيب آيه‌ها و سوره‌ها را مىفرمودند و به طور طبيعى مأموريت نظم و چينش كتابى را كه به عنوان معجزه و دستور جاويدان آورده به عهده گرفته بودند . چنين نبود كه حضرت تنها مسئول تنظيم بخشى از اين كتاب جاويدان باشد و ترتيب نهايى را براى نسل‌هاى بعدى واگذاشته باشد و يا براى ايشان مهم ، تنظيم بخشى از كتاب بود ، اما فصول كتاب هرگونه مىبود بر ايشان اهميت نداشت . ما در بحث‌هاى قبلى به طور تفصيل از اين دسته روايات سخن گفتيم و اشكالات عمدهء آن‌ها را بر شمرديم . ثانيا : چه كسى گفته است روايات ختم قرآن مربوط به سال پنجم هجرى است تا مسأله تلاوت سراسر قرآن جاى تأمل باشد ، چه رسد به ترتيب قرآن . ثالثا : همان طورى كه بارها يادآور شديم ، اگر نپذيريم كه قرآن نزول دفعى و تدريجى داشته ، و با نزول دفعى آن تمام مشخصات و كليات و ابتدا و

--> ( 1 ) فقهىزاده ، عبد الهادى ، پژوهشى در نظم قرآن / 64 ، تهران ، جهاد دانشگاهى دانشگاه تهران .